X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
چهارشنبه 26 دی‌ماه سال 1386
کارمند

ساعت دقیقا ۶:۴۸ صبحه و من بیدارم. آخه باید برای ۹ سر کار باشم و بیش از ۱ ساعت طول می کشه که برسم اونجا. و ۱ ساعت هم احتیاج دارم که حاضر بشم و مثل الان به E-mail هام و بلاگ و اینها سر بزنم...

سرم یه مدته که شلوغ شده. آخه دارم می رم سر یه کار جدید. برای یه شرکت کار می کنم که داره یه مراسم خیلی بزرگ ( در حد اسکار) تهیه می بینه ( اسکار هتل ها و رستوران ها!) و من رو برای کمک در بخش رستوران استخدام کردن. البته این کار یه Internship هست و تقریبا بدون حقوق... ولی تجربه ی خوبیه و اگراز این کار خوشم بیاد و بتونم کار رو خوب یاد بگیرم بعد از یه مدت کامل استخدام می شم. خلاصه که مثل یک کارمند خوب، صبح به صبح دارم می رم شرکت سر کار!!

از اون طرف، کار قبلی ام  رو هنوز دارم و بعضی روز ها می رم آشپزی می کنم (کار اسکار و گرمی و اینا!)

دیگه سال جدید شروع شده، باید دست از تنبلی برداشت!!!