۱۰۰۰ جای دیدنی دنیا ۱۰۰۰ جای دیدنی دنیا
مجموعه فوق‌العاده زیبا از ۱۰۰۰ جایی که قبل از مرگ باید دید!
ترسناک‌ترین فیلم‌های ۲۰۰۹
جدیدترین فیلم‌های سراسر وحشت با کیفیت عالی و زیرنویس فارسی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 18 خرداد ماه سال 1388
چیزی نمونده!

سلام 

۱ هفته بیشتر به شروع سفر نمونده. یعنی امروز ۳ شنبه هست و من ۳ شنبه ی دیگه پرواز دارم. همه ی برنامه ی های سفرم جور شده. بلیط هواپیما و قطار رو گرفتم. با دوستان تماس گرفتم و قراره که تا حد ممکن در مسیر سفر ببینمشون. فقط مونده که کوله پشتی ام رو ببندم و تلفن موبایلم رو در اروپا فعال کنم و تموم!

این 1 ماه گذشته، برنامه ریزی برای این سفر تمام فکرم رو مشغول کرده. 1 روز تمام من وسط آپارتمانم نشسته بودم با 1 نقشه ی اروپا و 2 تا دفترچه که خط های قطار رو مشخص می کرد و برنامه ی قطار ها رو . و البته کتاب 1000 places you must see before you die. و تونستم برنامه ای بریزم که هر کی تا حالا توصیفش رو شنیده فکر می کنه من خل شدم!

برنامه از این قراره:

  • 18 ژوئن می رسم تهران و 8-9 روزی توی تهران هستم. می خوام تمام دوستان و فامیل رو ببینم. توی عروسی دوستم و مراسم قبل و بعدش شرکت کنم. برم دندونپزشکی. برم دانشگاه و بعد از 3 سال مدرکم رو تحویل بگیرم. و البته برم تهران و بگردم و همه جا رو دوباره ببینم و توی تمام رستوران های مورد علاقه ام غذا بخورم!
  • 27 ژوئن میرسم Rome. اونجا 2 روز می مونم و بعد با قطار اول صبح می رم Perugia. تا 5-6 یعد از ظهر اونجا هستم تا یکی از دوستام رو ببینم و بعد با قثار می رم Florence. 
  • 2 روز توی Florence می مونم و بد با قطار اوی صبح می رم Venice. دوباره 2 روز اونجا هستم و بعد از راه Milan می رم یه شهری به اسم Como پیش 2 تا دیگه از دوستام. 1 شب پیش اونها هستم و بعد بر می گردم Milan و یه شب هم اونجا هستم.  
  • با قطار اول صبح از Milan راه می افتم و از راه یه شهری به اسم Ventemiglia می رم فرانسه. 
  • اول می رسم Monte carlo و چند ساعتی اونجا هستم. بعد همون روز می رم  Nice. اینجاست که برنامه یه ذره نا معلومه. ممکنه اون روز رو توی Nice بمونم یا اینکه ممکنه برم Cannes و شب رو اونجا بمونم و اینجوری 3 تا سهر رو توی 1 روز ببینم. هر کدوم بشه بالاخره بعد از Nice میرم Cannes رو میبینم و بعد میرم Marseilles.  
  • از Marseille میرم Lyon و از اونجا می رم Paris. قراره 3 روز اونجا باشم.  
  • از Paris  راه می افتم و از راه یه شهری به اسم Lille می رم London. 
  • 3 روز هم London خواهم بود و بعد بر می گردم LosAngeles.  

به نظر من که اونقدر هم برنامه ی سخت و پیچیده ای نیست! اگر واقعا دلم بخواد می تونم 2-3 ت شهر دیگه هم توی این برنامه بچپونم!!!!!! 

 

خلاصه که نمی دونم می تونم در طول سفر اینجا رو آپدیت کنم یا نه. به احتمال زیاد نه! پس تا 1 ماه دیگه که برگردم خداحافظ!!!! 

 

پنجشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1388
سفر

سلام 

دفعه اولی که فکر سفر دنیا به سرم زد، ۱۸ سالم بود و نشسته بودم روی زمین اتاقم با ۵ تا کتاب کنکور و داشتم سعی می کردم درس بخونم.  

از اون موقع تا حالا خیلی در موردش فکر کردم. و به این نتیجه رسیدم که با این که خیلی خیلی دلم می خواد ۳ سال از زندگی مرخصی بگیرم و برم تمام دنیا رو ببینم، ولی متاسفانه زندگی این اجازه رو نمی ده... 

بگذریم، همه ی این ها رو گفتم که بگم دارم قدم اول رو در زمینه ی دیدن دنیا بر می دارم. اوایل تابستون دارم می رم ایران. ۱۰ روز اونجا هستم. بعد می رم ایتالیا. اینجاست که سفر واقعی شروع می شه. اینجاست که من می مونم و یه کوله پشتی و یه نقشه!!!! می خوام با قطار سفر کنم و تمام ایتالیا و فرانسه رو ببینم و بعد از تنگه بین فرانسه و انگلیس بگذرم و خودم رو برسونم به لندن. پرواز برگشتم به لس انجلس از لندن هستش. پرواز برگشت به زندگی... 

دارم با تمام دوستانی که بین این 3 تا کشور می شناسم تماس می گیرم. می خوام همه اشون رو ببینم. و تمام شهر هایی که اون ها توشون زندگی می کنن. 

فعلا همین...    

یکشنبه 25 اسفند ماه سال 1387
اسکار و عید

سلام 

 

رفتم اسکار. اون چند روز خیلی شلوغ و پر از هیجان بود. انقدر زیاد که وقتی همه اش تموم شد و شب برگشتم خونه، کاملا افسرده بودم...  

همه چیز از ۵شنبه شروع شد. شب ۵شنبه من نخوابیدم. چون بعد از این که ساعت ۱۲:۳۰ بعد از نصف شب از سر کار برگشتم خونه، فقط وقت داشتم که یه دوش بگیرم و لباسهام رو عوض کنم و بعد برم H&H تا برای مصاحبه و فیلم برداری آماده بشیم. فیلم برداری ساعت ۴ صبح بود. من و Sherry و Jessica اون چند ساعت رو به چیدن میز و درست کردن شیرینی و اینها گذروندیم و بعد، از ساعت ۴ صبح تا ۹:۳۰ هم اش فیلم برداری و مصاحبه و جا به جا کردن وسایل و اینها گذشت. و اینجوری شد که من دستی دستی توی ۲ تا برنامه ی تلویزیون جا پیدا کردم!!!!!!!!! 

درست یادم نمیاد که بعد از اون، روز رو چجوری گذروندم، چون خیلی خسته بودم، ولی می دونم که دوباره رفتم سر کار اون شب. فرداش هم از سر صبح دنبال کار های اسکار بودم و عصرش سر کار. و اون شب تا ۲ صبح توی رستوران داشتم برای اسکار تدارک می دیدم. صبح ۱ شنبه از ۶:۳۰ بیدار بودم و بعد از اینکه حاضر شدم ( با کمک صنم البته!!!! ) برای ۹ رفتم H&H و از همون لحظه تا ساعت ۱۱:۳۰ شب که مهمونی تموم شد در حال بدو بدو بودم. آخه امسال برای اولین بار یه بوفه شکلات بر قرار بود و Sherry بوفه رو داده بود دست من. تا ساعت ۸ که مراسم اسکار تموم شد ما داشتیم بوفه رو می چیدیم و از ۸ شب تا ۱۱:۳۰ من و ۲ نفری که برای کمک توی بوفه داشتم، داشتیم برای مهمون های انواع و اقسام دسر های شکلاتی رو درست می کردیم. ساعت ۱۱:۳۰ دیگه Sherry اومد و گفت که وقتشه که ما بریم . از این به بعد هر کی بخواد خودش می تونه از بوفه استفاده کنه (۱۰ - ۲۰ نفر از مهمون ها بیشتر نمونده بودن) . و ما وسایلمون رو جمع کردیم و رفتیم خونه.   

خلاصه که اسکار امسال اینجوری گذشت و من رسما و کاملا وسطش بودم... 

 

 

هفته دیگه عید ه . باز سوهان عسلی و شیرینی  اینها درست کردم. سبزه هم در حال رشده! فقط مونده که میز رو بچینم.  اون چند روز رو مرخصی گرفتم. از اونجا که من هم Holloween، هم Christmass، هم Newyear، و هم Valentine's Day رو کار کردم و توی اسکار هم بودم، وقتی به Sherryگفتم که ۳ روز مرخصی می خوام برای سال نو، چیزی نگفت و اون ۳ روز رو بهم داد. حالا دارم برای اون ۳ روز کلی برنامه می ریزم. قراره حسابی خوش بگذره